چون پیاله دلم ازتوبه که کردم بشکست همچولاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
شرح بیت
ماجرای توبه کردن و شکستن دل همانندپیاله که دراثرضربه می شکند ماجرای جانگداز و دارای راز و رمزی است دل به مسیرخودادامه می دهد و دراین راه به تنگناهاو سختی ها برمی خورد و درتلاش است که سدها و موانع ایجادشده را بشکند و به راه خود ادامه می دهد گاهی اوقات توبه ای هم لازم می شود در آن موقع که حوادث خونین مادی و زیاده طلبی های بیش ازحد نفس بردل فشارمی آورد و اورا ازادامه راه متوقف می سازد وقتی که دل آگاهی و بینایی و بصیرت پیدا می کند به خود می آید و از توقف خود پشیمان می شود دوباره حرکت و جنبشی درخویشتن بوجود می آورد و ازنوع شروع می کند آری دردرون آدمی کشمکش ها و قیل و قالهای زیادی وجود دارد و هرکدام از غرایز درحال تکاپو هستند تا رقیب خودرا ازصحنه خارج سازند دراین کشاکش ، دل نقش عمده ای را ایفا می کند دلی که درآن نورخداتابیده شود به همه غرایز پشت پا می زند و بسوی او می رود و همانند لاله بدون می و خمخانه درسوختن است در این سوختن ها ست که نطفه تکامل بسته می شود و آدمی ازحالت مادی خارج وبه سوی سعادت و ابدیت می پیوندد.
برچسب:
نویسنده: فاطمه عباسیان