با دلارامی مرا خاطر خوشست کزدلم یکباره برد آرام را
شرح بیت
دور از اضطراب و دغدغه خاطر مشغول زندگی طبیعی خود بودم. و ازامکانات کافی برخورداربودم .و به جز زندگی معمولی به چیزی فکر نمی کردم .و در آرامش و سکون کامل بسر می بردم ،که ناگهان جرقه ای درخشید و عشق در وجودم شعله ور گردید و دیوانه وار بسوی معشوق شتافتم. و آرامش از درونم زدوده شد،از مرحله طبیعی زندگی بیرون آمدم و به مراحل بعدی رشد سوق یافتم . و سوز درون آتش عشق همدم و هم راز من بود و آرامش دنیوی خودرا از دست دادم . وبه گوهر گرانبهای عشق رسیدم بعد از طی نمودن مقدمات عشق به مقامات عالی حیات برین صعود کردم. و به خوشی و لذت واقعی رسیدم برای وصول به تجلیات عالی زندگی باید از همه چیز خود بگذریم و وجود خودرا فدای معبود کنیم اگر در مسیری غیراز این سیر نمائیم به جائی نخواهیم رسید
برچسب:
نویسنده: فاطمه عباسیان