خرید بک لینک

گرچه بدنامی است نزد عاقلان        ما نمی خواهیم ننگ و نام را

شرح بیت

 در نزد کسانی که به تعقل محض اعتقاد دارند سخن گفتن ازعشق و شیفتگی معنی و مفهومی ندارد، و موجب بدنام شدن گوینده می گردد برای توضیح  و تبین بیشتر بیت فوق نیاز به تعریف عقل داریم در مرحله اول باید بدانیم عقل چیست ، و چه چیزهائی را عقلانی می نامیم ، با توجه به تحقیقات بعمل آمده میتوان عقل را به دونوع تقسیم کرد : عقل محض ، عقل توام با احساس و عشق ، قبل از اینکه به شرح انواع عقل بپردازیم ، نخست بایستی تعریف جامع و کاملی از عقل داشته باشیم ، پس عقل عبارت از مجموع فعالیتهای حساب شده و سنجیده انسان ویاموضع گیریها و عملکردهای بجاو منطقی انسان در مقابل حوادث و رخداهای گوناگون است ، و اما منظور از عقل محض چیست ، عقل محض به سلسله فعالیتهائی می گویند که فقط موارد قانونی ومنطقی محض را مد نظر قرارمی دهد ، و آنچه که بامعقولات عقلانی محض سازگاری داشته باشد آن را می پذیرد و با قاطعیت تمام از آن موارد دفاع می کند، و کاری با سرنوشت انسانها ندارد ، مثلا عده ای از سیاستمداران برای رسیدن به قدرت مواردی را پیش بینی می کنند، و اگر تفکرات آنها را دقیق ارزیابی کنیم با معیارهای عقل محض سازگار است ، مثلا برای احراز قدرت و سلطه بردیگران باید از راههای گوناگون و از وسایل مختلف بهره ببرند، ولی انتخاب اینگونه راهها و اتخاذ تصمیمات مربوطه با سرنوشت انسانها مغایرت دارد، و ضمنا عقل محض کاری با انسان و ظلم و عدل ندارد، وزورمندان و قدرتمندان با پشتیبانی او به هرگونه جنایت و قتلی بخاطر وصول به اهداف شوم خود متوسل میگردند ، آری عقل محض فقط مقولات خشک و بی روح را مورد بررسی قرارمی دهد ، و پیروان عقل محض به عشاق و دوستداران عشق ومعرفت می خندند، و عملکرد آنهارا مورد استهزاء و تمسخر قرارمی دهند ، و حتی عشاق واقعی را افراد بی کفایت و بی درایت می خوانند ، و تفسیر بیشتر در مورد تعقل محض از عهده این نوشته خارج است ، اکنون به طور اجمال در مورد نوع دوم مطالبی را بیان می کنم . در عقل احساسی متفکر با رعایت کلیه قوانین سنجیده شده و با درنظر گرفتن خواسته ها و احساسات وتمایلات عاطفی انسان مواردی را مطرح می کند،  و انگیزه و هدفش اصلاح جوامع بشری است و انسان را موجودی متفکر و عاطفی و عاقل می داند و با متابعت از عقل کامل و یا عقل احساسی و عاطفی فقط به مسائل تکاملی انسان می اندیشد و انسانیت را قربانی خواهشهای نفسانی خود نمی کند ، اینجاست که عشاق واقعی بی اعتنائی خودرا به عقل محض نشان می دهند، و به دنبال شهرت و نام نیستند و فقط به رشد و تکامل انسانها می اندیشند.

 

گرچه بدنامی است نزد عاقلان        ما نمی خواهیم ننگ و نام را

شرح بیت

 در نزد کسانی که به تعقل محض اعتقاد دارند سخن گفتن ازعشق و شیفتگی معنی و مفهومی ندارد، و موجب بدنام شدن گوینده می گردد برای توضیح  و تبین بیشتر بیت فوق نیاز به تعریف عقل داریم در مرحله اول باید بدانیم عقل چیست ، و چه چیزهائی را عقلانی می نامیم ، با توجه به تحقیقات بعمل آمده میتوان عقل را به دونوع تقسیم کرد : عقل محض ، عقل توام با احساس و عشق ، قبل از اینکه به شرح انواع عقل بپردازیم ، نخست بایستی تعریف جامع و کاملی از عقل داشته باشیم ، پس عقل عبارت از مجموع فعالیتهای حساب شده و سنجیده انسان ویاموضع گیریها و عملکردهای بجاو منطقی انسان در مقابل حوادث و رخداهای گوناگون است ، و اما منظور از عقل محض چیست ، عقل محض به سلسله فعالیتهائی می گویند که فقط موارد قانونی ومنطقی محض را مد نظر قرارمی دهد ، و آنچه که بامعقولات عقلانی محض سازگاری داشته باشد آن را می پذیرد و با قاطعیت تمام از آن موارد دفاع می کند، و کاری با سرنوشت انسانها ندارد ، مثلا عده ای از سیاستمداران برای رسیدن به قدرت مواردی را پیش بینی می کنند، و اگر تفکرات آنها را دقیق ارزیابی کنیم با معیارهای عقل محض سازگار است ، مثلا برای احراز قدرت و سلطه بردیگران باید از راههای گوناگون و از وسایل مختلف بهره ببرند، ولی انتخاب اینگونه راهها و اتخاذ تصمیمات مربوطه با سرنوشت انسانها مغایرت دارد، و ضمنا عقل محض کاری با انسان و ظلم و عدل ندارد، وزورمندان و قدرتمندان با پشتیبانی او به هرگونه جنایت و قتلی بخاطر وصول به اهداف شوم خود متوسل میگردند ، آری عقل محض فقط مقولات خشک و بی روح را مورد بررسی قرارمی دهد ، و پیروان عقل محض به عشاق و دوستداران عشق ومعرفت می خندند، و عملکرد آنهارا مورد استهزاء و تمسخر قرارمی دهند ، و حتی عشاق واقعی را افراد بی کفایت و بی درایت می خوانند ، و تفسیر بیشتر در مورد تعقل محض از عهده این نوشته خارج است ، اکنون به طور اجمال در مورد نوع دوم مطالبی را بیان می کنم . در عقل احساسی متفکر با رعایت کلیه قوانین سنجیده شده و با درنظر گرفتن خواسته ها و احساسات وتمایلات عاطفی انسان مواردی را مطرح می کند،  و انگیزه و هدفش اصلاح جوامع بشری است و انسان را موجودی متفکر و عاطفی و عاقل می داند و با متابعت از عقل کامل و یا عقل احساسی و عاطفی فقط به مسائل تکاملی انسان می اندیشد و انسانیت را قربانی خواهشهای نفسانی خود نمی کند ، اینجاست که عشاق واقعی بی اعتنائی خودرا به عقل محض نشان می دهند، و به دنبال شهرت و نام نیستند و فقط به رشد و تکامل انسانها می اندیشند.

 

برچسب: نویسنده: فاطمه عباسیان تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1396 ساعت: 19:57

صفحه بندی