کنون به آب مــــی لعل خرقه می شویم نصیبه ی ازل از خـــود نمی توان انداخت
شرح بیت
اکنون با شراب حقیقت خرقه می شویم و آنچه که از ازل نصب شده است کندن و دورانداختن آن امکان پذیرنیست نشان سعادت و خوشبختی آدمی در درک مفاهیم هستی است اگر خودرا به آن نزدیک کنیم به خیلی چیز ها خواهیم رسید اگر اندکی در پیرامون رویداها و رخدادهای هستی تعقل کنیم و ریزه کاری های مربوطه را با دقت کامل مد نظر قراردهیم به جایی خواهیم رسید که قبلا انتظار آنرا نداشتیم ، سختی ها و رنجهای زیادی را متحمل شده ایم از هرکس و ناکس طعنه هاو شمادتها دیده ایم ، تهمتهای بیشماری از جوانب گوناگون نثارمان شده است با این حال به مقاومت و صبرخود افزودیم دم به دم خودرا برای وصال مهیاکردیم گاهی اوقات پایین آمدیم و اراده و همت خودرا از دست دادیم و سرانجام جرقه ای در درونمان ایجاد شدو مارا از هلاکت و شقاوت به سمت سعادت و نور هدایت نمود آری باز هم توبه کردیم و از درگاه او طلب عفو و مغفرت نمودیم و با او عهد و پیمان بستیم تا مارا یاری کند که دردام شیاطین روزگار گرفتارنشویم در این میثاق ماندیم ولی باز هم توبه شکستیم ودروسوسه های نفس اماره اسیرگشتیم این اسارتها و خودخواهی ها همچنان ادامه داشت ، مجددا توبه کردیم کارآدمی چنین است امروزش با فردایش فرق دارد هردم درحالی است خوشا به حال آنان که توانسته اند خودرا به مقامات بالاسوق دهند و ازته دل به حقیقت رسیده اند و شراب عشق را نوشیده اند واز نزدیک تجلیات معشوق را لمس کرده اند ، بنا براین در هرمکان و دیاری باشیم و هرکجا که باشیم عاقبت کارمان به او منتهی می گردد .
برچسب:
نویسنده: فاطمه عباسیان