مگر گشایش حافظ در این خرابــــی بود که بخشش از لش درمــــی مغان انداخت
شرح بیت
مگرحیات و زندگی حافظ در این دنیای فانی و زود گذرکه از ازل هدیه شراب حقیقت توسط پیرمغان به او ارزانی داده شد ، ما مست یم و دیوانه ، از حالی به حالی دیگریم ، عاقبت احوال را جویائیم از منزلی به منزلی دیگر غوطه وریم ، غرق در عالم اوئیم درجوش و خروشیم ، از کینه و نخوت بدوریم بادیده گریانیم ، در دل سوز نهانی داریم مازنده به آنیم از اسرارازل مست و حیرانیم ، درحیرانی بسی سرگشته و مبهوتیم ، نمی دانیم درحالی که دانا به آنیم در طلب او جویای نامیم ، دراوج هستی پیدا و نهانیم ، از ازل تا ابد چنین و چنانیم ، در بیابان عشق و عاشقی در غلیانیم ، در شعله های عشق سوزانیم ، سوخته دل و پریشان حالیم ، بسی سوداها دردل داریم ، رهایی از غم و اندوهش را نه آنیم و نه اینیم ، می گوارای حقیقت را با جام بلورین پیر مغان نوشیده ایم ، در این راه مشتاقانه گامهای زیادی برداشته ایم ، مفاهیم زیادی توسط پیر طریقت آشکارگردیده است ولی به تناسب گنجایش خوددریافت کرده ایم واز ازل تاکنون در این سوز و گدازیم با اهل راز دردمسازیم چه محفلی خوش نوایی داریم درگلشن معشوق بیش از حد بی تابی می کنیم صبرو قرارخودرا ازدست داده ایم به دنبال همنوایی می گردیم درسر خود عجب رویایی داریم ، در این حال و احوال لحظات پرنشاطی داریم درخرابات ورندی مست و مبهوتیم ، سینه ها پراز درد و رنج است عاشقان را محنت و کربت زیادی است باید دم غنیمت شمارند تا خویشتن را ازغصه و درد آزاد سازند .
برچسب:
نویسنده: فاطمه عباسیان